یهقطرهبارونمیشدم. - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 9:41
یهقطرهبارونمیشدم. میشه یکی به این آدما بگه دیگه به هیچوجه نیان تو خوابم؟ نمیدونم چه حکایتیه، یه دوره که میگذره، همینطور، بدون اهمّی، اوهومّی، سلامی، علیکی، یاللهای، میپرن تو خواب آدم، میشینن حرف میزنن برای آدم. برای آدم ازینکه «من مادرم رو از همه جهان بیشتر دوستدارم.تنها آدمی بود که ا
The blame is on me. - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 9:41
The blame is on me. به معصومه گفتم که اونقدر واقعا خستهم که دلم میخواد همین الان خودمو از اون بالا پرت کنم و تا ابد بخوابم، اونم هیچی نگفت، دستاشو گذاشت دو طرف صورتم و محکم چندبار سرمو عقب و جلو برد که خندهم گرفت چون تمام موهام از مقنعه ریختهبودن بیرون. خواستم موهامو بذارم تو مقنعهم و دیدم با ج
All we do is sit in silence waiting for a sign. - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 9:41
All we do is sit in silence waiting for a sign. این چند وقت رو اصلا تو فکر ِ «حالت خوبه مهرانه؟» نبودم.اصلا تو فکر هیچی بودم بیشتر. مینشستم یهجا و به بیخاصیت بودن خودم فکر میکردم و یه کوسن میذاشتم زیر سرم و سرم رو فرو میکردم تو مبل و ساکت به هیچی نگاه میکردم. نوشتم چیزایی که نیاز دارم رو، بیش
My sweet little pill. - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 9:41
My sweet little pill. ژاکت ش رو جا گذاشته بود.تنم کردم.بوش و می داد.یه بوی نازی بود.انگار الان داره بهت میگه «بیا بغلت کنم.» .غصه م شد. تو دلم گفتم که الان که نیستش که بغلم کنه.یا دعوا کنه م.یا با هم دیگه ساکت بشینیم یه گوشه مبل. میشد منو می کرد توی چمدانش و میبرد؟ بخدا خودمو در کوچیک ترین حجم ممکن ...
Didn't we have fun. - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 9:41
یه آدم بلند قد باشه که از بالا دست آدم رو بگیره، و آدم بچرخه و پشت سر هم بچرخه و دست آدم رو ببره پایین و دور شن از هم و به قول نگین «رینگ»طور آدمو بکشه سمت خودش و بخورن به هم. و خوش بختانه ما این مورد بلند قد رو داریم در جمع دوستان. ما حتی کلاس ِ «زمینش به درد پاتیناژ می خوره.» طور داریم در طبقه بال...
But she didn't tell you when the world has brought you down to your knees. - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 9:41
هدف از بالارفتن از دیوار مدرسه و بعدم پریدن تو خونه و از خونه بیرون زدن و به شهر پیوند خوردن، این نبود که بگیم چقدر شاخ ایم که هیچکس حاضر نشد از اون جا بپره و وای وای وای. به قول نرگس فقط نمی خواستیم وقتی دیگه از دیوار رفتیم بالا، پشیمون شیم و برگردیم. میخواستیم به خودمون بگیم که میتونیم یه کار رو ت...
How to say junk. - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 9:41
How to say junk. اگر یک روز گربه رو دیدن و ترسیدن، بهشون بگید نترسن، این همون گربه س، شاید وقتی اول نگاهشون کنه توی نگاهش «هو د هِل آر یو.بک آف بابا.» رو ببینن، و اینکه نگاهش رو با صد درصد بی تمایلی نسبت به دیدن اونا به یه نقاشی ، یا حتی خط خطی روی دیوار بندازه، یا اینکه کلا نگاهشونم نکنه ، ولی بهش
To the heavens where I'm safe. - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 9:41
[آماده میشه برای غر زدن.] هیچوقت نمیخواستم کسی غر زدنمو بشنوه. اگرم یه وقتی غر زدم، چمیدونم، خب منم آدمم، کام آن. بدم میومد حس اینکه ضعیفی و کم آوردی و نمیتونی و بس عه و خستهای و چرا هیچکاری نکردی و لعنت ِ خدا و جهان تو این زندگی ِ جلبکی رو کسی جز خودم بدونه.حتی پیش خودم هم نمیتونم راجع بهش ص
Fundamental truths - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 9:41
از رفتن به گالری های هنری، مطلقا خوشم نمیاد. نه که هنر دوست نداشته باشم، اگر چیزی باشه که دوست داشته باشم یکی ش هنره. همه خوششون میاد خب، همه درکش میکنن و میفهمنشون، با قیافه های عجیب غریب، دست متفکر زیر چانه، زل میزنن به نقاشیا، عکس میگیرن ازشون در همون حالت. تبریک میگم، شما فلسفه هنر رو درک کردید.