خرید بک لینک

زیبایی معنی خاصی میده که اینقدر تلاش میشه براش؟ وقتی قراره پیر شی و همه ش رو از دست بدی، بعلاوه وقتی همه دارن قشنگ میشن، که چی اصلا که یکی قشنگ بشه باز؟ تکراریه که. try ugliness instead.

ازینکه بقیه فکر کنن صورت-قشنگ یا کیوتم خستم و بدم میاد.

بعدا: چرا از مغزم درست استفاده نمیکنم؟ وقتی فکر میکنم که مغزم احتمالا خیلی قابلیت های بیشتری داره و حافظه بیشتری داره، چرا اینقدر بازده م رو پایین نگر میدارم و دارم با سرعت خیلی معمولی جلو میرم؟ این حجم از رخوت واسه چی واقعا؟ بعدا حسرتش رو میخورم.

کاش میشد تو جامعه خود واقعیم رو نشون بدم. ولی همه باید اون هیولایی که واقعا هستیم رو توی خودمون نگه داریم. کاش این فکر کردن به اینکه بقیه چی فکر میکنن رو کنار میذاشتم. جدیدا همش فکر میکنم «شت مهرانه تو 19 سالته (الان یکی میگه 19 سالته طفلک؟ برو شیرتو بنوش) داری خیلی سریع این سالای خیلی خوب رو میگذرونی. این طوریه که میخوای زندگی کنی؟ اینطوری واقعا؟ بعدا میدونم حسرت میخوری که چرا بیپروا تر نبودم، چرا فکر کردم کی چی فکر میکنه، چرا خواستم همه چی رو با هم داشته باشم؟ چرا دنبال یه زندگی تیپیکال ایرونی رفتم؟ چرا بیشتر زندگی نکردم، بیشتر مغزمو کار ننداختم، کار نکردم و چیز یاد نگرفتم؟ خودت حواستو بده. نذار حسرت بخوری. بزرگ شو، ولی پیر و خرفت نشو، نذار این سال ها همینطوری از دستت بپره.»

برچسب: نویسنده: سجاد شاکری تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 1:31

صفحه بندی